جانم فدای رهبر

سوال: برخی به شعار «جانم فدای رهبر» شبهه وارد کرده و ایراد می‌گیرند. پاسخ چیست؟

 

 

آدمی چه بداند و چه نداند، با اراده و یا بدون اراده، به صورت دائم و پیوسته،  مال و جانش را فدای محبوبش می‌کند. اساساً معنا و مفهوم و انگیزه‌ی حرکت نیز همین «محبت» و جذب شدن محب به سوی محبوب است.

کسی که تحصیل علم را دوست دارد، ده‌ها سال از عمر و جان را فدای کسب علم می‌کند،

کسی که پول را دوست دارد، هر روز از صبح تا شب جان عزیز را فدای رسیدن به پول

می‌کند و کسی که بازی فوتبال را دوست دارد، 90 دقیقه از عمر و جان عزیزش را فدای

دیدن یک مسابقه‌ای می‌کند که در کشوری دور دست در حال انجام است و علاقه یا عدم

علاقه او و هم چنین پیروزی هیچ یک از تیم‌ها نیز تأثیری بر او ندارد. کسی که غرب،

فرهنگ غرب، مدل های حکومتی یا معیشتی یا تفریحی غرب را دوست دارد، مال، جان،

حیثیت، دنیا و آخرتش را فدای غرب می‌کند و ... .

 آیا ندیده‌اید که جوان با چشم گریان می‌گوید: برای دیدن بازی تیم محبوبم، یک ماه

برنامه‌ریزی کردم، سه روز مرخصی گرفتم، دور روز پیش از شهرم عازم شدم، دیشب در

کنار استادیوم فوتبال زیر کامیون خوابیدم، امروز از صبح زود در صف ایستادم ...، ولی راه

به داخل نیافتم و یا گریه می‌کند که چرا تیم محبوبش باخته است! اینها همه مال و جان (پول،

عمر، اعصاب و روان ...) است که در راه محبوب فدا می‌شود.

(گاهی) اگر مادر همین کسی که 90 دقیقه عمرش را برای دیدن فوتبال فدا کرده، به او

بگوید: بیمار و خسته هستم، ده دقیقه به من سر بزن! پاسخ می‌دهد: مادر می‌دانی که

گرفتارم و وقت ندارم. و برای توجیه قصور و تقصیرش، خطاب به مادر، به زمین و زمان،

دولت، مردم، ترافیک و گرانی فحش می‌دهد. بدیهی است که دیدار بازی فوتبال برای او

محبوب‌تر از دیدار مادر می‌باشد. لذا حاضر است 90 دقیقه از جان و عمرش را برای آن فدا

کند، اما حاضر نیست 10 دقیقه برای دیدار و جلب رضایت مادر سرمایه گذاری کرده و دنیا

و آخرتش را آباد کند!

 

 

پس جان و مال همیشه در حال فدا شدن است و محبوب‌های کوچک‌تر نیز همیشه به صورت

مستمر در راه محبوب‌های بزرگ‌تر قربانی می‌شوند. چنان که آدمی با زحمت پول در می‌آورد

و آن پول را در راه به دست آوردن یک تکه لباس یا لقمه‌ای نان قربانی می‌کند. چرا که پول

محبوب است، اما لباس و نان محبوب‌ترند. کسانی نیز هستند که پول برایشان محبوب‌تر است

و همه حیثیت، آرامش، آسایش، رفاه، سلامت و حتی عزت خود را قربانی و فدای پول

می‌‌کنند.

منتهی خوشا به حال کسی که بهترین را هدف، معبود و محبوب می‌گیرد و خوشا به حال

کسی که می‌داند جانش را در چه راهی فدا می‌کند و خوشا به حال کسی که با اراده و انتخاب

راه درست را بر می‌گزیند.

 

 

«جانم فدای رهبر»، یعنی جانم فدای اسلام، اهداف و آرمان‌های اسلام و انقلاب اسلامی.

یعنی جانم فدای ولایت، و این همان مقام شهادت و شهادت طلبی است که به صورت یک

شعار بیان می‌گردد. لذا نه تنها جایی برای شبهه یا ایراد ندارد، بلکه بسیار مشهود و قابل

ستایش و تحسین نیز می‌باشد. و البته کسی که در راه خدا شهید نشود، حتماً در راه غیر خدا

شهید می‌شود.

پس، معترضین و منتقدین به این شعار نیز جانشان فداست، منتهی فدای محبوبی دیگر، در

راه هدف یا اهدفی دیگر و به دیگران ایراد می گیرند که چرا معبود ما را محبوب نمی‌گیرید

و چرا در راه اهداف ما جان نمی‌دهید؟ و چرا در نقطه‌ی مقابل ایستاده و «جانم فدای رهبر»

می‌گویید؟! دقت کنند که هر کسی جانش فدای رهبرش است. منتهی رهبرها فرق می‌کند.

برخی ولایت و رهبری و هدایت الله جل جلاله را برگزیدند و برخی دیگر ولایت و هدایت

طواغیت را پسندیده‌اند. توجه، دقت و تدبر در آیات ذیل، موضوع را کاملاً روشن و مبرهن

می‌نماید:

«‌اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (البقره، 257)

ترجمه: خداوند دوست و سرپرست کسانى است که ایمان آورده‏اند، آنها را از تاریکى‏ها (ى

جهل و کفر و فسق) به سوى نور (علم و ایمان و تقوا) بیرون مى‏برد، و کسانى که کفر

ورزیدند سرپرستان آنها طغیانگرانند که آنها را از نور (هدایت) به سوى تاریکى‏ها (ى

گمراهى) بیرون مى‏برند. آنها اهل آتشند که در آنجا جاودانند.

«‌الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» (النساء، 76)

ترجمه: کسانى که ایمان آورده‏اند در راه خدا مى‏جنگند (می‌کشند و کشته می‌شوند)، و

کسانى که کفر ورزیده‏اند در راه طاغوت (هر طغیانگر نافرمان حق) مى‏جنگند، پس شما با

یاران و دوستان شیطان بجنگید، که بى‏تردید مکر و فریب شیطان همواره (در برابر تدبیر

الهى) ضعیف است

 

 

جانم فدای رهبر


/ 8 نظر / 22 بازدید
جالب

سلام از اینکه به این موضوع پرداختید ممنونم و ما هم استوارانه از شما حمایت میکنیم. جانم فدای رهبر

پرنیان

من عاشـق آن رهبــر نورانــی خـویشم آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـی خــویشم دلکنده ام از عالم دنیایی و لیکن تا کور شه هر کی نمیتونه ببینه... دلبسته آن یار خراسانی خویشم

سینوس

نوشته جالبی بود با تشکر و سپاس از شما فقط یک سوال: اگر شعار جانم فدایت را نثار کسی کنیم یعنی انکه بسیار دوستش داریم و حرفش نیز برای ما سند است، حال اگر آن فرد به ما بگوید این جمله را به من نگویید که این یک عبارت طاغوتی است، شما چه جواب میدهید؟حرف معشوقت را که جانت فدایش شده گوش میکنی و یا اینکه باز میگویی جانم فدایت؟!

بصیر

مردم همیشه نور خدا منجلی شود، در سینه ای که مملو مهر ولی شود من افتخار می کنم، آری خدا کند جانم فدای حضرت سید علی شود

محمدرضا ماهرویی

سلام دوست عزیز طاعات وعبادات شما قبول درگاه حق اگر به صحیفه نور مراجعه کنید امام راحل مردم را از شعار جانم فدای رهبر منع کرده وفرمودند:همه حتی رهبر باید فدای ملت واسلام شوند.(نقل به مضمون)الاسلام یعلو ولا یعلی علیه-هیچ چیز بالاتر از اسلام نیست.حتی امامان نیز جان مقدسشان را فدای اسلام میکنند. با تمام احترامی که به شما وعشقتان به رهبری دارم ولی این شعاری است که نه با مبانی دینی سازگار است ونه امام راحل ورهبری به آن رضایت وتمایل دارند.

حدیث مهرآور

سلام زیبا بود،ممنون. راستش دلم نیومد برا این پست نظر نزارم. در ضمن بنظرم اینکه رهبری فرمودند این شعار رو ندید که این یک شعار طاغوتیه! صرفا بخاطر این بود که میخواستند یادآور بشن که در مرام ما باید جانها فدای اسلام شود نه شخص! شخصی که ما مدعی این هستیم که میخوایم جانمون رو فداشون کنیم کسی است که اسلام در وجود نازنین اون شخص متجلی شده است. روییده زتربت شهیدان، گل سرخ / پیغام شهید است به دوران، گل سرخ تا جان دگر فدا کند رهبر را / روییده هزار باغ و بستان، گل سرخ

عاشق ولایت

سلام! منم مثل شما عاشق ولایت و رهبری و اسلامم؛ ولی کاملا هم نظر آقای ماهرویی و سینوسم. پس بهتره با به کار بردن بعضی عبارات که حتی خود رهبر هم اجازه ندادن دشمنان ولایت و اسلام و رهبری رو بیشتر نکنیم. ممنون. یا حق