سنگر انفرادی

 

 

 

همیشه می‌خواستم که شمع باشم، بسوزم، نور بدهم و نمونه‌ای از مبارزه و کلمه حق

و مقاومت در مقابل ظلم باشم.

می‌خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم

و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می‌خواستم در دریای فقرغوطه بخورم

 و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می‌خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری

 و آسمان پایداری خود بلرزانم.

 می‌خواستم میزان حق و باطل باشم

و دروغگویان و مصلحت‌طلبان و غرض‌ورزان را رسوا کنم.

می‌خواستم آنچنان نمونه‌ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،

 طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت

مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند...

خدایا!

تو را شکر می‌کنم که دریا را آفریدی، کوه‌ها را آفریدی و من می‌توانم

به کمک روح خود در موج دریا بنشینم و تا افق بی‌نهایت به پیش برانم

و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم

و فشار زندگی را ناچیز نمایم...

خدایا!

تو را شکر می‌کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم

و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا

که زیبایی‌هایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم...

خدایا!

تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم.

تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم.

تو مرا فریاد کردی که کلمة حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم.

تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی

و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی...

خدایا!

تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی.

لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی.

 

شهید مصطفی چمران

/ 5 نظر / 20 بازدید
بانو

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده

اشتباهی

کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت...

منتظر آدینه ها

سلام دوست عزیزم وبلاگتون عالی عای عالی وبسیار زیباست. با اجازتون از یکی از عکساتون تو وبلاگم استفاده کردم. با افتخار لینک شدید.