شهدا
 
شهادت داستان ماندگاری آنانی است که دانستند، دنیا جای ماندن نیست

 

بر ما چه رفته است؟راستی ما چه می کنیم؟اولویت رفتاری ما چیست و خیلییییی

سؤال های دیگر؟


به این پیام دقت کنید:«دیروز از هر چه بود گذشتیم،امروز از هرچه بودیم!آن جا

پشت خاکریزبودیم و این جا در پناه میز!دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز

مواظبیم ناممان گم نشود!جبهه بوی ایمان می داد و این جا،ایمانمان بوی...می

دهد-الهی نصیرمان باش تا بصیر شویم...بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم و

آزادمان کن تا اسیر نگردیم...»


دیروز،نسل ما از همه چیز خود گذشتند،دل بریدند از هر چه بود و خود را

خالص برای خدا کردند و جامه جهاد پوشیدند و رفتند،اما امروز،بعضی از ماها

که بوی باروت را استشمام کردیم از شخصیتی که در جبهه از ما ساخته شده بود

می گذریم و مثل کودکی که گنجی را به پفکی عوض می کند،ما «آن بودن»گوهر

نشان و خدایی شده مان را در رهگذر باد می گذاریم و می گذریم و آن چه به

ازایش گیرمان می آید از «ثمن بخس»هم بی ارزش تر است وتلخ قصه ای است

این سرنوشت تلخ...آن جا،پشت خاکریز بویم مثل شهدا و آنان بودند که قامت می

کشیدند و به خاکریز درس ایستادگی می دادند.


اما امروز برخی از ما،دیگر در پناه میز قرار گرفته ایم.تلخ تر این که بعضی از

ما ها،پشت همه مقدسات سنگر می گیریم حال آن که شهیدان جان سپر کردند تا

حرمت مقدسات حفظ شود.ما همه هستی خود را،جانمان را به جبهه می کشاندیم تا

سخن امام روی زمین نماند.


امروز برخی ها حاضرند برای این که مطالبشان،فزون خواهی شان جواب بگیرد

روی کلام امام،رهبری و همه آن چه مقدس می دانیم پا بگذارند...


دیروز دنبال گمنامی بودیم،کارها بی نام انجام میشد.فرمانده دور از چشم همه

پوتین ها را واکس میزد.رزمنده در خفا لباس همرزمش را می شست،اما امروز

برخی ها،جبهه نرفته می خواهند پیروزی ها را به اسم خودشان سند بزنند و در

دیگر کارها هم می خواهیم اسم مان بالاتر از همه نوشته شود!...جبهه بوی ایمان

می داد و رفتارهامان مؤمنانه بود و از نور ایمان سرشار،امروز اما،ایمانمان بوی

ریا و تظاهر و فریب می دهد و رفتارمان از نفاق سرشار شده است و تلخ حکایتی

است این قصه...-واقعا ما به کجا رسیدیم...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٩ توسط گمنام
تمامی حقوق مطالب برای شهدا محفوظ می باشد