شهدا
 
شهادت داستان ماندگاری آنانی است که دانستند، دنیا جای ماندن نیست

پیرزن طلاهایش را برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد....

جوانی که در اتاق بود و کمک های مردمی را دریافت می کرد صدا زد : حاجیه خانم رسید طلاهاتون!

پیرزن گفت : من برای دو پسر شهیدم هم رسید نگرفتم......


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٧/۸ توسط گمنام
تمامی حقوق مطالب برای شهدا محفوظ می باشد